فریدون بابایی اقدم عضو هیات مدیره شرکت بازآفرینی شهری ایران گفت: اجرای پروژهها در ۱۳۶ محله مذکور به حدود ۱۲ همت اعتبار نیاز دارد که برای سال نخست حدود ۴.۸ همت خواهد بود که باید تا آذرماه سال آینده اجرای پروژهها به اتمام برسد. در این راستا ۵۰۰ میلیارد تومان از منابع سازمان ملی زمین […]
فریدون بابایی اقدم عضو هیات مدیره شرکت بازآفرینی شهری ایران گفت: اجرای پروژهها در ۱۳۶ محله مذکور به حدود ۱۲ همت اعتبار نیاز دارد که برای سال نخست حدود ۴.۸ همت خواهد بود که باید تا آذرماه سال آینده اجرای پروژهها به اتمام برسد. در این راستا ۵۰۰ میلیارد تومان از منابع سازمان ملی زمین و مسکن و ۵۰۰ میلیارد تومان از منابع داخلی شرکت بازآفرینی شهری ایران بهکارگیری خواهد شد.
وی بیان داشت: موضوعی همچون رهاشدگی فاضلاب اسنانی در معابر و کوچههای شهری، مسالهای نیست که بتوان از آن عبور کرد و حیثیت شهروند ایرانی را خدشهدار خواهد کرد؛ در این راستا انتظار میرود دستگاههای مرتبط احساس مسئولیت بیشتری داشته باشند.
باباییاقدم همچنین به محله جنگلوک چابهار یا برخی محلههای سراوان اشاره کرد که گاه تا چندین خانواده در داخل یک خانه زندگی و حتی آبی مورد نیاز شستوشوی خود را به صورت گالنی خریداری میکنند. خانوارهایی که اغلب تحت پوشش نهادهای حمایتی نیز هستند، اما از برخی بیماریها نظیر بیماریهای پوستی رنج میبرند و باید صدای مظلومیت این بخش از جامعه را به گوش مسئولان برسانیم.
وی بر لزوم در اختیار گذاشتن ماشینآلات و منابع لازم به شهرداریهای این مناطق تاکید کرد و اظهار داشت: در موضوع ظرفیت قیر تهاتری که شرکت بازآفرینی شهری در اختیار دارد، برخی شهرداریهای این مناطق حتی منابع مالی برای حمل این قیر تهاتری را در اختیار ندارند و انتظار میرود دستگاهای متولی اهتمام بیشتری برای خدمترسانی به محرومان این مناطق داشته باشند.
تحولات اخیر در حوزه بازآفرینی شهری، بار دیگر این واقعیت را برجسته کرد که بدون حل مسائل زیربنایی و زیرساختی، سخن گفتن از نوسازی کالبدی، بهسازی محیطی و حتی مداخلات اجتماعی، راهگشا نخواهد بود. در همین چارچوب، آغاز عملیات اجرایی ساماندهی فاضلاب محلههای هدف اهواز و زاهدان را باید نه یک پروژه صرفاً خدماتی، بلکه نخستین گام عملیاتی در اجرای تصمیمات کلان ستاد ملی بازآفرینی شهری پایدار برشمرد.
انتخاب محلههایی از اهواز و زاهدان بهعنوان نخستین پایلوت (نمونه) اجرای این دستور، انتخابی تصادفی یا صرفاً منطقهای نبود؛ بلکه تصمیمی مبتنی بر عمق و شدت مسائل انباشتهشده، مخاطرات بهداشتی و زیستمحیطی و ناتوانی زیرساختهای موجود در پاسخگویی به نیازهای حداقلی ساکنان بود.
در عین حال، باید تاکید کرد که ساماندهی فاضلاب، اگرچه شرط لازم است، اما شرط کافی برای بازآفرینی نیست. استمرار این مسیر، مستلزم آن است که پس از تکمیل زیرساخت حیاتی فاضلاب، مداخلات کالبدی، خدماتی و اجتماعی بهصورت زمانبندیشده و همافزا دنبال شود. تنها در این صورت است که میتوان از این مناطق، نه بهعنوان محلههای مسالهدار، بلکه بهعنوان نمونهای از تغییر مسیر سیاستگذاری در سکونتگاههای غیررسمی و محلات کمبرخوردار یاد کرد.
- منبع خبر : ایرنا




















